تبليغاتX
ماه پیشونی
*
*
*
*

بسیار نادرند کلماتی که ارزششان بیش از سکوت باشد...

 

من حسرت پرواز ندارم به دل

در من قفسي هست كه مي خواهدم آزاد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 20:37  توسط zshn  | 

 

خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.
I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me
________________________________________
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.
I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street .
________________________________________
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed .
________________________________________
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.
I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat .
________________________________________
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard .
________________________________________
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.
I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home .
________________________________________
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.
I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation
________________________________________
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.
I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear.
________________________________________
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.
I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear .
________________________________________
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive .
________________________________________
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time .
________________________________________
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.
I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them
________________________________________
خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر
Thanks God Thanks God Thanks God


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:5  توسط zshn  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 7:36  توسط zshn  | 

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی.
زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چوشهد.
زندگی، بغض فـروخورده نیست.
زندگی، داغ جگــــر گـــوشه نیست.
زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است.
زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است.
زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ.
زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است.
زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست.
زندگی، شـــوق وصال یار است.
زندگی، لحظه دیدار به هنگامــــــه یاس.
زندگی، تکیه زدن بر یــار است.
زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است.
زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است.
زندگی، قطعه ســـرودی زیباست که چکاوک خواند که به وجدت آرد به ســــرشاخه امید و رجا.
زندگی، راز فـروزندگی خورشید است.
زندگی، اوج درخشندگــــــی مهتــاب است.
زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است.
زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است.
زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است.
زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است.
به، چقدر شیـــرین است.
زندگی، خاطــــره یک شب خوش، زیـــر نور مهتاب، روی یک نیمکت چـــوبی سبـــز، ثبت در سینـــه است.
زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه.
زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است.
زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق.
زندگی گاه شده است که برد بیراهم.
زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد
 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:11  توسط zshn  | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 21:3  توسط zshn  | 

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند

                                      حيف من زاده ي امروزم.

                                                                   خدايا جهنمت فرداست

                                                                                          پس چرا امروز مي سوزم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 1:28  توسط zshn  | 

می پرسند که چرا دوستت دارم؟

سوال بیخودی است!!!

باید میپرسیدند که چرا نفس میکشم؟

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:26  توسط zshn  | 

 
تو جعبه مداد رنگي همه مداد رنگي ها مشغول نقاشي بودن
 به جز مداد سفيد .همه مي گفتن اون هيچ فايده اي نداره       
وقتي ظلمت و سياهي شب همه مداد رنگي ها رو فراگرفت     
 مداد سفيد تا صبح بيدار بود :
 مهتاب كشيد ...... ستاره كشيد و كوچك كوچك شد  .........
صبح تو جعبه مداد رنگي همه مداد رنگي ها بودن جز مداد سفيد........
هيچ رنگي هم نتونست جاي خالي اونو پر كنه  
                                          

                                                 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 8:48  توسط zshn  | 

The strength of a man isn't in the weight he can lift.
It is in the burdens he can understand and overcome.

قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه وزنه سنگيني رو ميتونه بلند کنه

بلکه
بستگي به مسائل و مشکلاتي داره که از پس حل اونا بر بياد
 
+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 2:36  توسط zshn  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 0:36  توسط zshn  | 

 
مهم نیست که قطره باشی یا اقیانوس.
 مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 9:57  توسط zshn  | 

 

A small crack appeared On a cocoon.
روزي سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد.

------------ --------- -

A man sat for hours and watched
Carefully the struggle of the butterfly
To get out of that small crack of cacoon.
شخصي نشست و ساعت ها تقلاي پروانه براي بيرون آمدن
از سوراخ كوچك پيله را تماشا كرد.

------------ --------- -

Then the butterfly stopped striving .
It seemed that she was exhausted and couidnot go on trying.

آن گاه تقلاي پروانه متوقف شد و به نظر مي رسيد
كه خسته شده،و ديگر نمي تواند به
تلاشش ادامه دهد.

------------ --------- -

The man decided to help the poor creature.
He widened the crack by scissors.
The butterfly came out of cocoon easily, but her body was
Tiny and her wings were wrinkled.
آن شخص مصمم شد به پروانه كمك كند
و با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد كرد.
پروانه به راحتي از پيله خارج شد،
اما جثه اش ضعيف و بال هايش چروكيده بودند.

------------ --------- -

The man continued watching the butterfly.
He expected to see her wings become her body.
But it did not happen!

آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد .
او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحكم شود
و از جثه ي او محافظت كند.
اما چنين نشد!

------------ --------- -

As a matter of fact,the butterfly to crawl on
The ground for the rest of her life,
For she could never fly.
در واقع پروانه ناچار شد همه ي عمر را روي زمين بخزد
و هر گز نتوانست با بال هايش پرواز كند.

------------ --------- -

The kind man did not realize that God had arranged the limitation of cocoon.
And also the struggle for butterfly to get out of it,
so that a certain fluid could be discharged from her
body to enable her to fly afterward.
آن شخص مهربان نفهميد كه
محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز
آن را خدا براي پروانه قرار داده بود،
تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شود
و پس از خروج از پيله به او امكان پرواز دهد.

------------ --------- -

Sometimes struggling is the only thing we need to do .
گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم.

------------ --------- -

If God had provided us with n easy life to live without any difficulties,
Then we become strong,and could not fly.

اگر خداوند مقرر مي كردبدون هيچ مشكلي زندگي كنيم،
فلج مي شديم ،به اندازه ي كافي قوي نمي شديم و هرگز
نمي توانستيم پرواز كنيم.

------------ --------- -

I asked for strength,and He provided me
with enough difficulties
To become strong.
I asked for knowledge and He provided me
من نيرو خواستم و خداوند مشكلاتي سر راهم قرار داد، تا
قوي شوم.
من دانش خواستم و خداوند مسايلي براي حل كردن به من
داد.

------------ --------- -

I asked for prosperity and promotion,
and He provided me with ability
to think and hands to work.
I asked for bravery ,nd He provided
Me with abstacles to overcome.
من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من
قدرت تفكر و زور بازو داد تا كار كنم.
من شهامت خواستم و خداوند موانعي سر راهم قرار داد،
تا آنها را از ميان بردارم.


------------ --------- -

I asked for motivation,and He showed me eople who needed help.
I asked for love and He provided me with opportunity
To give love to others.

من انگيزه خواستم و خداوند كساني را به من نشان داد كه
نيازمند كمك بودند.
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران
محبت كنم.

------------ --------- -

I did not get what I wanted…..
But
I was provided with what I needed.

«
من به آنچه خواستم نرسيدم...
اما آنچه به آن نياز داشتم ،به من داده شد

------------ --------- -

Donot worry,fight
With difficulties and be sure
That you can prevail over them.
نترس با مشكلات مبارزه كن
و بدان كه مي تواني بر آنها غلبه كني.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 9:42  توسط zshn  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 9:34  توسط zshn  | 

دستم بوی گل می داد

مرا به جرم گل چیدن گرفتند و محاکمه کردند

هیچ کس با خود فکر نکرد شاید  من گلی کاشته باشم...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 14:52  توسط zshn  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 8:58  توسط zshn  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 8:50  توسط zshn  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 17:18  توسط zshn  | 

عالم همه در طواف عشق است و دایره دار این طواف حسین است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 15:58  توسط zshn  | 

                     

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 0:51  توسط zshn  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 8:37  توسط zshn  | 

                      طعنه بر طوفان مزن. ایراد بر دریا مگیر 

                                                     بوسه بگرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد  

Ta ra neh ha

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 9:0  توسط zshn  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آبان 1385ساعت 1:39  توسط zshn  | 

هرکس بد ما به خلق گوید                     ما چهره به غم نمیخراشیم

ما خوبی او به خلق گوییم                     تا هر دو دروغ گفته باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 11:18  توسط zshn  | 

نبودن هرگز به تلخی از دست دادن یک بودن نیست...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 2:19  توسط zshn  | 

            آنکه در تنها ترین تنهاییم، تنهای تنهایم گذاشت

                                         کاشکی در تنها ترین تنهاییش

                                                                     تنها کس تنهاییش

                                                                                 تنهای تنهایش گذارد... .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 22:56  توسط zshn  | 

 من دلم می خواهد

خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر دیوارش دوستانم بنشینند آرام

گل بگو گل بشنو

هرکسی می خواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد

شرط وارد گشتن شستشو دلهاست

شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست

بر درش برگ گلی می کوبم

و به یادش با قلم سبز بهار می نویسم:

ای دوست! خانه دوستی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر

خانه دوست کجاست؟

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 7:41  توسط zshn  | 

بنازم غیرت غم را...دمی نگذاشت تنهایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 15:27  توسط zshn  | 

نقطه اتصال دو زمان گذشته و آينده حال است قدر آنرا بدانيد.
آلبرت انيشتين


سعادت يعني افتخار به گذشته و تلاش براي حال و اميد به آينده
الكساندر دوما


دقت و احتياط هر دو لازمند .....اولي براي رسيدن به پيروزي و دومي براي حفظ آن
ويكتور هوگو


هر قدر روح آدمي لطيف تر و منش او عاليتر باشد درجه ياري بيشتر خواهد بود
ژرژسيمون


زيبايي در صورت نيست زيبايي نوري در قلب انسان است
جبران خليل جبران


خوشبختي يعني هر روز مژده اي خوب شنيدن
ژان پل سارتر


امروز آدمي حتما به ديروز تبديل خواهد شد اما امكان دارد فرداي شما هرگز امروز نشود
اديسون


نيايش اگر به صورت تهاجمي و مصرانه و مستمر انجام گيرد به اجابت مي رسد
الكسيس كارل


اعتبار حقيقي آنست كه پس از مرگ نيز همچنان پابرجا بماند
نيوتن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 8:55  توسط zshn  | 


خوابي رو ببين که آرزوشو داري

اونجايي برو که دلت مي خواد بري

اوني باش که دلت مي خواد باشي

چون تو فقط يه بار زندگي مي کني

و فقط يه فرصت واسه انجام تمام کارهايي که دلت مي خواد انجام بدي

داري


 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 13:51  توسط zshn  | 

Let go and let God.
.رها کن و به خدا بسپار

They say that God is everywhere,
and yet we always think of Him as somewhat of a recluse.
،می گویند خدا همه جا هست و با این حال
.همیشه فکر می کنیم از ما دور است

God is within you,
but we place Him outside and worship Him.
،خدا در درون ماست
.اما او را جایی در بیرون خود قرار می دهیم تا پرستش اش کنیم

God gives birds their food,
but they must fly for it.
،خدا غذای پرندگان را می دهد
.اما آنها باید برای به دست آوردنش پرواز کنند

Preayer is not conguering God's reluctance but taking hold of God's willingness.
.دعا غلبه برا مخالفت خدا نیست، بلکه دستیابی به رضایت اوست

Who falls for love of God shall rise a stare.
.کسی که عاشق خداست، می تواند باعث طلوع یک ستاره شود

If we just stop looking for the Red Sea to split,
we might see all the wonderful miracles
God makes all around us every day.
،اگر دست از انتظار برای معجزه ی باز شدن دریای سرخ برداریم
خواهیم توانست همه ی معجزات خارق العاده ای که خداوند
.هر روز در اطرافمان ظاهر می کند ببینیم

God does not care much for the importance of our work,
as for the love with which they are done.
،کاری که انجام می دهیم
.به اندازه ی عشقی که در کار می زنیم برای خدا اهمیت ندارد

 All religions are paths but the paths are not God.
.همه ی ادیان راه رسیدن به خدا هستند، اما خود خدا نیستند

God is that, the greater than which cannot be conectived.
.خداوند از هر آنچه غیر قابل درک، بزرگتر است

Love is the highest gift of God.
.عشق والاترین هدیه ی خداوند است

Abstaining from luxuries is the way to God.
.پرهیز از تجملات، راهی است به سوی خدا

By practising God's rememberance,
your inner being will be illuminated little by little,
and you'll achieve some measure of detachment from the world.
با یاد آوردن خداوند، درونت به تدریج روشن می شود
.و به مراتبی از عدم دلبستگی به دنیا خواهی رسید

God is the East and the West
and wherever you turn, there is God's face.
.خدا شرق است و غرب است
.به هر طرف رو کنی، رو در روی خدا خواهی بود

The prayer most acceptable to
God comes from a thankful heart.
،دعایی که بیش از همه مورد پذیرش خداوند است
.دعایی است که از دل شاکر برخیزد

Sooner or later you have to seek God. Why not now?
دیر یا زود باید به دنبال خدا بگردی، چرا حالا نه؟

whoever wants to find God will find a way to Him.
.هر کسی خدا را بجوید، راهی به سوی او خواهد یافت

Trust in God, but tie up your camel.
.وز توکل، زانوی شتر ببند

Sleep in peace, God is awake.
.با خیال راحت بخواب، خدا بیدار است

God brings men into deep waters,
not to drown them but to cleanse them.
،خداوند انسان را در آب های عمیق فرو می کند
.نه برای غرق کردنش، بلکه برای پاک کردنش

Know that all that is other than God veils you from Him.
.بدان که هر چه غیر خدا باشد، خدا را از چشم تو پنهان خواهد کرد


All God's testing has a purpose, someday you'll see the light.
All He asks is that you trust Him,walk by faight and not by sight.
.همه آزمون های خداوند هدفمند است، روزی نور را خواهی دید
.او فقط می خواهد که به او اعتماد کنی، با ایمانت راه برو نه با چشمت

God,often in His wisdom,sendshis angels down to walk with us.
We know them best as friends.
.معمولا خداوند فرشته هایش را پایین می فرستد تا با ما قدم بردارند
.ما آنها را به صورت دوستان مان می شناسیم

Don't pray that God's on our side; pray that we're on His side.
.دعا نکن که خدا کنار تو باشد، دعا کن که تو کنار خدا باشی

Some people think it is unfair for
God to put thorns on roses.
Others praise Him for putting roses on thorns.
بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

He that loveth not knoweth not God, for God is love.
.کسی که مهربان نیست، خدا را نمی شناسد، زیرا خدا مهر است

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 10:25  توسط zshn  |